در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کلاه اسکاتلندی، معمولاً پشمی که اغلب یک منگوله روی آن دارد.
A type of Scottish cap, typically made of wool, often featuring a pompom on top.
«او یک کلاه تامی با منگوله قرمز به سر داشت.»
“He wore a tammie with a red pompom.”
«کلاههای تامی کلاه سنتی اسکاتلندی هستند.»
“Tammies are traditional Scottish headwear.”
یک نام زنانه، شکل کوچک شده تامارا یا تامی.
A female given name, a diminutive of Tamara or Tammy.
«تامی یک نام رایج در کشورهای انگلیسیزبان است.»
“Tammie is a common name in English-speaking countries.”
«اسم خواهرم تامی است.»
“My sister's name is Tammie.”