tamp

/tæmp/
tampto pack or press down tightly
verb (فعل)commonpast (گذشته): tampedpast participle (مفعولی): tamped-ing (حال): tamping3rd (سوم): tamps

فعل — فشردن

فشردنمتراکم کردن

فشردن یا متراکم کردن ماده‌ای مثل خاک یا مواد دیگر به طور محکم.

To press or pack down firmly, especially earth or other material.

«او خاک اطراف گیاه را فشرد.»

He tamped the soil around the plant.

«پودر را محکم در قالب بفشارید.»

Tamp the powder firmly into the mold.

تفاوت با واژه‌های مشابه
packبسته‌بندی کردن

متداول. وقتی بخواهیم فشردن مواد به شدت اشاره کنیم، می‌تواند جایگزین tamp شود، مثلاً 'خاک را بسته‌بندی کن'. اما tamp بیشتر یعنی با ابزار و فشار زیاد فشردن.

Common. Can replace 'tamp' when emphasizing compacting materials tightly, e.g. 'pack the soil'. However, 'tamp' suggests using a tool and more pressure.

pressفشردن

روزمره. یک کلمه کلی برای وارد کردن نیرو؛ می‌تواند جای tamp باشد اما کمتر بر فشردگی تأکید دارد.

Everyday. General term for applying force; can replace 'tamp' but less specific about packing tightly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000