tattered

tat·tered/ˈtætərd/
tattera torn piece of cloth-edhaving or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more tatteredsuperlative (عالی): most tattered

صفت — پاره

پارهژنده

پاره و فرسوده شده، معمولاً درباره لباس یا پارچه.

Worn out and torn into pieces, usually referring to clothes or fabric.

«او یک ژاکت پاره برای مهمانی پوشیده بود.»

He wore a tattered jacket to the party.

«صفحات کتاب پاره و شکننده بودند.»

The book's pages were tattered and fragile.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raggedژنده

رایج. هر دو معنی پاره و فرسوده دارند، ragged بیشتر به لبه‌های ناهموار اشاره دارد.

Common. Both mean torn and worn, 'ragged' often implies irregular edges.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000