در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حسی از قدردانی نداشتن؛ قدردان نبودن.
Not feeling or showing gratitude; unappreciated.
«کاری بود که کسی از آن قدردانی نمیکرد اما او انجامش داد.»
“It was a thankless task but he did it.”
«بعد از کمک کردن احساس ناشکری کرد.»
“She felt thankless after helping.”
رایج. در بسیاری از زمینهها قابل جایگزینی است.
Common. Interchangeable in many contexts.