the wheels fell off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ðə ˈwiːlz fɛl ɔf/
phrase (عبارت)informal

عبارت — اوضاع از هم پاشید

اوضاع از هم پاشیدکار خراب شد

یک طرح، سازمان یا موقعیت ناگهان شکست خورد یا آشفته شد.

A plan, organization, or situation suddenly failed or became chaotic.

«پروژه خوب پیش می‌رفت تا اینکه اوضاع از هم پاشید.»

“The project was fine until the wheels fell off.”

«بعد از ناهار کار کاملاً خراب شد.»

“After lunch, the wheels fell off.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000