در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با وجود این واقعیت که؛ اگرچه.
Despite the fact that; although.
«با این که باران میبارید، تصمیم گرفتیم پیادهروی کنیم.»
“Though it was raining, we decided to go for a walk.”
«او احساس خستگی میکرد، اگرچه خوب خوابیده بود.»
“She felt tired, though she had slept well.”
با این حال، با این وجود (برای اضافه کردن جملهای که در تضاد با گفته قبلی است).
However; nevertheless (used to add a statement that contrasts with what has just been said).
«بازی سختی بود. با این حال، ما بردیم.»
“It was a tough game. We won, though.”
«من زیاد غذا را دوست ندارم. اما ارزان است.»
“I don't really like the food. It's cheap, though.”