threadbare

thread·bare/ˈθrɛdˌbɛr/
threada thin fiberbareexposed, worn out
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more threadbaresuperlative (عالی): most threadbare

صفت — پاره پوره

پاره پورهفرسوده

پارچه یا لباس کاملاً فرسوده به‌طوری که نخ‌ها نمایان شده‌اند؛ بسیار کهنه.

Cloth or clothing worn so much that the threads show; very worn out.

«او زمستان یک کت خیلی کهنه پوشیده بود.»

He wore a threadbare coat in winter.

«کاناپه قدیمی و کاملاً فرسوده بود.»

The sofa was old and threadbare.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000