throb

/θrɒb/
verb (فعل)commonpast (گذشته): throbbpast participle (مفعولی): throbbled-ing (حال): throbbing3rd (سوم): throbs

فعل — ضربان داشتن

ضربان داشتنتپیدن

به طور قوی و منظم ضربان داشتن، معمولاً با درد.

To beat or pulse strongly and regularly, often with pain.

«سرم بعد از صدمه به شدت تپید.»

My head throbs after the injury.

«درد در پایم تپش دارد.»

The pain throbs in my leg.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pulseضربان

روزمره. معنی مشابه ولی pulse بیشتر برای ضربان قلب یا ارتعاش است.

Everyday. Similar meaning but pulse is more general for heartbeat or vibration.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000