throstle

thros·tle/ˈθrɒsl/
1noun (اسم)literaryplural (جمع): throstles

اسم — سار سرودخوان

سار سرودخوانمرغکیپرنده آوازخوان

اصطلاحی دیگر برای سار سرودخوان، پرنده‌ای گنجشک‌سان اروپایی که به خاطر آواز دلنشینش شناخته شده است.

Another term for a song thrush, a European passerine bird known for its melodious song.

«آواز دلنشین سار سرودخوان هوای صبحگاهی را پر کرد.»

The melodious song of the throstle filled the morning air.

«در شعر، سار سرودخوان نماد بهار بود.»

In the poem, the throstle was a symbol of spring.

2noun (اسم)archaicplural (جمع): throstles

اسم — دستگاه نخ‌ریسی

دستگاه نخ‌ریسیماشین ریسندگی

نوعی دستگاه نخ‌ریسی قدیمی، به ویژه دستگاهی که الیاف را به طور پیوسته می‌کشد و می‌تاباند.

An old type of spinning machine, especially one that draws and twists the roving (fibers) continuously.

«دستگاه نخ‌ریسی در صنعت نساجی اختراع مهمی بود.»

The throstle was an important invention in textile manufacturing.

«کارگران در کارخانه قدیمی با دستگاه نخ‌ریسی کار می‌کردند.»

Workers operated the throstle in the old mill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000