through the mill

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/θruː ðə mɪl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روزهای سخت را گذراندن

روزهای سخت را گذراندنزیر فشار زیاد بودن

از تجربه‌ای سخت، طاقت‌فرسا یا ناخوشایند گذر کردن.

through a difficult, demanding, or unpleasant experience

«شرکت امسال روزهای سختی را گذرانده است.»

“The company has been through the mill this year.”

«او در دوران طلاق فشار زیادی را تحمل کرد.»

“She went through the mill during the divorce.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000