throw one's toys out of the pram

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌθroʊ wʌnz ˈtɔɪz aʊt əv ðə ˈpræm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — قشقرق راه انداختن

قشقرق راه انداختنبچگانه عصبانی شدن

در واکنش به ناراحتی یا شکست، بچگانه و عصبانی قشقرق راه انداختن.

To react to a disappointment with an immature, angry outburst.

«او بابت تأخیر بچگانه قشقرق راه انداخت.»

“He threw his toys out of the pram over the delay.”

«بچگانه قشقرق راه نینداز.»

“Don't throw your toys out of the pram.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000