throw off balance

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

throw off bal·ance/ˌθroʊ ɔf ˈbæləns/
phrase (عبارت)common

عبارت — تعادل کسی را به هم زدن

تعادل کسی را به هم زدنآشفته کردن

کسی را از نظر جسمی یا ذهنی بی‌تعادل و آشفته کردن.

To make someone physically unsteady or mentally unsettled.

«قطار در حال حرکت تعادلش را به هم زد.»

“The moving train threw him off balance.”

«انتقاد او را آشفته کرد.»

“The criticism threw her off balance.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000