در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فاقد انگشت شست یا انگشت شستها.
Lacking a thumb or thumbs.
«دستکشهای قدیمی بدون شست بودند و گرفتن اشیا را دشوار میکردند.»
“The old mittens were thumbless, making them hard to grip things with.”
«یک بیماری ژنتیکی نادر میتواند منجر به دستی بدون شست شود.»
“A rare genetic condition can result in a thumbless hand.”