tightknit

tight·knit/ˈtaɪtˌnɪt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): tighter-knitsuperlative (عالی): tightest-knit

صفت — متحد

متحدپیوند خوردهصمیمی

به‌صورت بسیار نزدیک و متحد، خصوصاً از نظر عاطفی یا اجتماعی.

Closely united or connected emotionally or socially.

«آنها خانواده‌ای صمیمی هستند که از هم حمایت می‌کنند.»

They are a tightknit family who support each other.

«جامعه متحد به‌صورت نزدیک کنار هم کار کردند تا مشکلات را حل کنند.»

The tightknit community worked together to solve problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
closeنزدیك

متداول. گاهی قابل استفاده است اما 'tightknit' دلالت بر پیوندهای قوی‌تر دارد.

Common. Can sometimes be used instead but 'tightknit' implies stronger bonds.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000