tipped

/tɪpt/
tipend or point-edpast tense marker
verb (فعل)commonpast (گذشته): tippedpast participle (مفعولی): tipped-ing (حال): tipping3rd (سوم): tips

فعل — انعام دادن

انعام دادنپول دادن

دادن مبلغ کمی پول به کسی برای خدماتش.

To give a small amount of money to someone for their service.

«بعد از شام به گارسون انعام دادم.»

I tipped the waiter after dinner.

«او به راننده تاکسی به طور سخاوتمندانه انعام داد.»

She tipped the taxi driver generously.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gratuityپاداش

رسمی. معمولاً اسم است ولی به انعام پول داده شده اشاره دارد؛ به عنوان فعل مانند 'tipped' استفاده نمی‌شود.

Formal. Usually a noun, but related to tipping money given for service; not used as a verb like 'tipped'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000