1noun (اسم)commonplural (جمع): tissues
اسم — دستمال کاغذی
دستمال کاغذیپوشک
کاغذهای نازک که برای پاک کردن بینی یا صورت استفاده میشوند.
Thin papers used to wipe the nose or face.
«او برای تمیز کردن بینیاش از دستمال کاغذی استفاده کرد.»
“She used tissues to blow her nose.”
«دستمالها در جعبه روی میز قرار دارند.»
“Tissues are kept in the box on the table.”
تفاوت با واژههای مشابه
napkins— دستمال
رایج اما معمولا به دستمال سفره اشاره دارد؛ گاهی با tissues قابل تعویض است.
Common but usually refers to dining napkins; sometimes interchangeable with tissues.
2noun (اسم)technicalplural (جمع): tissues
اسم — بافتها
بافتها
گروههایی از سلولها در موجودات زنده که وظایف خاصی انجام میدهند.
Groups of cells in living organisms that perform specific functions.
«بافت عضلانی به حرکت بدن کمک میکند.»
“Muscle tissue helps the body move.”
«بافتهای گیاهی نقشهای متفاوتی دارند.»
“Plant tissues have different roles.”