to overflowing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

to o·ver·flow·ing/tə ˌoʊvərˈfloʊɪŋ/
1phrase (عبارت)common

عبارت — تا حد سرریز شدن

تا حد سرریز شدنلبریز

تا حدی که چیزی آن‌قدر پر شود که محتویاتش سرریز کند.

until something is so full that its contents spill over

«وان تا حد سرریز شدن پر شد.»

“The bathtub filled to overflowing.”

«او لیوان را تا لبه و در آستانهٔ سرریز شدن پر کرد.»

“She filled the glass to overflowing.”

2phrase (عبارت)literary

عبارت — سرشار

سرشارلبریز از احساس

برای بیان سرشار بودنِ بسیار زیاد، به‌ویژه از یک احساس، به کار می‌رود.

to an extremely full degree, especially of a feeling

«دلش از شادی لبریز بود.»

“Her heart was filled to overflowing with joy.”

«او سرشار از قدردانی بود.»

“He was filled to overflowing with gratitude.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000