verb (فعل)informalpast (گذشته): tootledpast participle (مفعولی): tootled-ing (حال): tootling3rd (سوم): tootles
فعل — صدای کوتاه تولید میکند
صدای کوتاه تولید میکندانگل بازی میکند
صدای کوتاه و مکرر ایجاد میکند؛ معمولاً به نواختن غیررسمی ساز بادی اشاره دارد (شخص سوم مفرد حال).
Makes a light, repeated sound; often to play a wind instrument casually (third person singular present).
«هر صبح روی هارمونیکا انگشت نوازندگی میزند.»
“He tootles on his harmonica every morning.”
«قطار هنگام نزدیک شدن به ایستگاه بوق میزند.»
“The train tootles as it approaches the station.”
تفاوت با واژههای مشابه
toots— بوق میزند
متداول. معنای مشابه، ایجاد صدای غیررسمی با ساز یا بوق.
Common. Similar meaning, casual sound making, often with instruments or horns.