topped

/tɒpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): toppedpast participle (مفعولی): topped-ing (حال): topping3rd (سوم): tops

فعل — برتر بودن

برتر بودنروی چیزی گذاشتن

گذشته فعل top: قرار داشتن در بالاترین جایگاه یا پوشاندن چیزی با لایه‌ای در بالا.

Past tense of 'top': to be at the highest position or place; also to cover with a layer on top.

«او بهترین نمرات را در امتحان داشت.»

She topped the exam results.

«کیک با خامه پوشانده شده بود.»

The cake was topped with cream.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surpassedپیشی گرفتن

به معنی بهتر یا برتر بودن نسبت به چیزی دیگر.

As in being higher or better than something else.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000