فعل — پاره کرد
شکل گذشته ساده فعل 'tear'؛ پاره کردن یا از هم دریدن (چیزی) با زور.
Past simple of 'tear', to pull or rip (something) apart or to pieces with force.
«او به طور تصادفی سند مهم را پاره کرد.»
“He accidentally tore the important document.”
«شیر شکار خود را تکه تکه کرد.»
“The lion tore its prey into pieces.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. از نظر معنایی بسیار شبیه 'tore' در بافت جدا کردن اجباری ماده است. اغلب قابل جایگزینی است. 'Ripped' گاهی اوقات میتواند به عملی ناگهانیتر یا خشونتآمیزتر اشاره کند.
Everyday. Very close in meaning to 'tore' in the context of forcefully separating material. Often interchangeable. 'Ripped' can sometimes imply a more sudden or violent action.
روزمره. به معنای پاره کردن به نوارهای نازک یا تکههای کوچک است. 'Shredded' به چندین پارگی کوچکتر اشاره دارد، نه فقط یک پارگی بزرگ. اگر شی فقط از وسط پاره شده باشد، قابل جایگزینی نیست.
Everyday. Means to tear into thin strips or small pieces. 'Shredded' implies multiple, smaller tears, not just one large tear. Not interchangeable if the item was just torn in half.
روزمره. به معنای تقسیم یا شکستن در امتداد طول. 'Split' میتواند به پارگی در امتداد یک درز یا خط طبیعی اشاره کند. 'او شلوارش را شکافت' درست است، 'او شلوارش را پاره کرد' نیز درست است.
Everyday. To divide or break lengthwise. 'Split' can refer to tearing along a seam or natural line. 'He split his trousers' works, 'he tore his trousers' also works.
فعل — با سرعت رفت
شکل گذشته ساده فعل 'tear'؛ با سرعت زیاد یا با عجله حرکت کردن.
Past simple of 'tear', to move very quickly or in a hurried way.
«او با سرعت در خیابان دوید تا به اتوبوس برسد.»
“He tore down the street to catch the bus.”
«ماشین با سرعت بالا از کنار ما رد شد.»
“The car tore past us at high speed.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به معنای حرکت با حداکثر سرعت است، اغلب در یک رقابت یا با احساس فوریت. 'Raced' اغلب برای حرکت بسیار سریع با 'tore' قابل جایگزینی است، اما 'raced' به طور خاص به یک مسابقه یا رقابت اشاره دارد.
Everyday. Implies moving at top speed, often in a competition or with a sense of urgency. 'Raced' is often interchangeable with 'tore' for very fast movement, but 'raced' specifically implies a contest or competition.
روزمره. به معنای حرکت یا انجام کاری با عجله زیاد است. 'Rushed' بیشتر بر ماهیت عجولانه تأکید دارد تا فقط سرعت. 'او به جلسه عجله کرد' درست است، 'او با سرعت به جلسه رفت' سرعت تهاجمیتری را میرساند.
Everyday. To move or do something with great haste. 'Rushed' emphasizes the hurried nature more than just speed. 'He rushed to the meeting' works, 'he tore to the meeting' implies more aggressive speed.
روزمره. زمان گذشته 'speed'، به معنای حرکت بسیار سریع. 'Sped' اغلب برای وسایل نقلیه استفاده میشود اما میتواند برای افراد نیز به کار رود. برای حرکت با سرعت بسیار بالا قابل جایگزینی است.
Everyday. Past tense of 'speed', to move very fast. 'Sped' is often used for vehicles but can also apply to people. Interchangeable for very high-speed movement.