tough going

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tough go·ing/tʌf ˈɡoʊɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کار سخت

کار سختدوران دشوار

دوره یا کاری که دشوار است و تلاش زیادی می‌خواهد.

a period or activity that is difficult and requires a lot of effort

«یک مایل اول سخت و طاقت‌فرسا بود.»

“The first mile was tough going.”

«یاد گرفتن این سیستم در ابتدا دشوار است.»

“Learning the system is tough going at first.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000