tough luck
/tʌf lʌk/
1noun (اسم)informal
اسم — بدشانسی
بدشانسیشانس بد
بدشانسی یا اتفاق ناخوشایندی که برای کسی رخ میدهد.
bad luck or an unfortunate event
«جا ماندن از قطار بدشانسی بود.»
“Missing the train was tough luck.”
«او تمام سال بدشانسی آورده است.»
“He has had tough luck all year.”
2interjection (حرف ندا)informal
حرف ندا — بدشانسی آوردی
بدشانسی آوردیدیگر کاری نمیشود کرد
برای نشان دادن همدردیِ کم با ناامیدی یا مشکلِ کسی به کار میرود.
used to show little sympathy for someone else's disappointment
«بلیتت را گم کردی؟ بدشانسی آوردی.»
“You lost your ticket? Tough luck.”
«حراج دیروز تمام شد. دیگر کاری نمیشود کرد.»
“The sale ended yesterday. Tough luck.”