trendset

trend·set/ˈtrɛndˌsɛt/
trendgeneral direction of changesetto establish
verb (فعل)commonpast (گذشته): trendsetpast participle (مفعولی): trendset-ing (حال): trendsetting3rd (سوم): trendsets

فعل — مد کردن

مد کردنرایج کردنترند شدن

شروع یا تثبیت مدها، ایده‌ها یا رفتارهای جدیدی که محبوب می‌شوند.

To initiate or establish new fashions, ideas, or behaviors that become popular.

«بسیاری از سلبریتی‌ها فعالانه در مد و سبک زندگی ترندساز هستند.»

Many celebrities actively trendset in fashion and lifestyle.

«آن برند همیشه سعی می‌کند با خطوط تولید جدید خود ترندساز باشد.»

That brand always tries to trendset with its new product lines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
innovateنوآوری کردن

رسمی. 'نوآوری کردن' به معنای معرفی چیزی جدید و اغلب انقلابی است. در حالی که ترندساز بودن می‌تواند شامل نوآوری باشد، نوآوری گسترده‌تر است و لزوماً به این معنی نیست که چیز جدیدی به طور گسترده محبوب یا مد شود. 'نوآوری در فناوری' در مقابل 'مد کردن در مد'.

Formal. 'Innovate' means to introduce something new and often revolutionary. While trendsetting can involve innovation, innovation is broader and doesn't necessarily mean the new thing becomes widely popular or fashionable. 'Innovate in technology' vs. 'trendset in fashion'.

popularizeمحبوب کردن

معمولی. 'محبوب کردن' به معنای گسترش دادن یا مورد قبول عموم قرار دادن چیزی است. این نتیجه ترندساز بودن است. در حالی که یک ترندساز چیزی را محبوب می‌کند، 'محبوب کردن' می‌تواند از طریق بازاریابی یا رسانه نیز اتفاق بیفتد، نه فقط با اولین کسی بودن که آن را پذیرفته است.

Common. 'Popularize' means to make something widely known or accepted. This is a result of trendsetting. While a trendsetter popularizes something, 'popularize' can also happen through marketing or media, not just by being the first to adopt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000