triggers

trig·gers/ˈtrɪɡərz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): triggeredpast participle (مفعولی): triggered-ing (حال): triggering3rd (سوم): triggers

فعل — باعث شدن

باعث شدنروندی را شروع کردن

باعث رخ دادن چیزی شدن، به ویژه واکنش یا رویداد.

Causes something to happen, especially a reaction or event.

«صدای بلند می‌تواند حمله اضطراب را ایجاد کند.»

Loud noises can trigger anxiety attacks.

«وقتی کسی در را باز می‌کند، زنگ هشدار فعال می‌شود.»

The alarm triggers when someone opens the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
causeعلت شدن

رایج. اصطلاح کلی برای رخ دادن چیزی، در بسیاری از زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. General term for making something happen, interchangeable in many contexts.

activateفعال کردن

رایج. معمولاً برای راه‌اندازی روند مکانیکی یا الکترونیکی، در این زمینه‌ها قابل تعویض با trigger است.

Common. Often used for starting a mechanical or electronic process, interchangeable with trigger in such contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000