tromped

/trɒmpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): trompedpast participle (مفعولی): tromped-ing (حال): tromping3rd (سوم): tromps

فعل — قدم زدن با صدای بلند

قدم زدن با صدای بلندبا خشونت راه رفتنمحکم قدم برداشتن

با قدم‌های محکم و پر سر و صدا راه رفتن.

Walked heavily or noisily, often with forceful steps.

«او بدون توجه به کفش‌هایش از گل و لای با صدای بلند عبور کرد.»

He tromped through the mud, not caring about his shoes.

«بچه‌ها بعد از بازی در بیرون، با صدای بلند از پله‌ها بالا رفتند.»

The children tromped up the stairs after playing outside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stompedمحکم قدم برداشتن

رایج. از نظر معنی و کاربرد بسیار شبیه 'tromped' است و به قدم‌های سنگین، عمدی و اغلب عصبانی یا مصمم اشاره دارد. در بیشتر زمینه‌های مرتبط با راه رفتن سنگین تقریباً کاملاً قابل تعویض است.

Common. Very similar in meaning and usage to 'tromped', implying heavy, deliberate, and often angry or determined steps. Almost entirely interchangeable in most contexts related to heavy walking.

trudgedبا زحمت راه رفتن

رایج. به آهسته و سنگین راه رفتن، اغلب به دلیل خستگی یا شرایط دشوار، اشاره دارد، اما لزوماً پر سر و صدا نیست. اگر آهستگی و دشواری مهم‌تر از سر و صدا باشد، می‌توان به جای 'tromped' استفاده کرد.

Common. Implies walking slowly and heavily, often due to tiredness or difficult conditions, but not necessarily noisily. Can be used instead of 'tromped' if the slowness and difficulty are more important than the noise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000