trotted

trot·ted/ˈtrɒtɪd/
trota moderate pace of running-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): trottedpast participle (مفعولی): trotted-ing (حال): trotting3rd (سوم): trots

فعل — دوان دوان رفتن

دوان دوان رفتنتند راه رفتن

حرکت کردن با سرعتی بین دویدن و راه رفتن، یعنی دوان‌دوان رفتن.

Moved at a trot, a moderate pace faster than walking but slower than running.

«اسب با سرعت متوسط از وسط مزرعه عبور کرد.»

The horse trotted across the field.

«او با سرعت متوسط به دنبال سگش دوید.»

She trotted after her dog.

تفاوت با واژه‌های مشابه
joggedآهسته دویدن

روزمره. آهسته‌تر از دویدن سریع است و معمولاً برای ورزش است. هنگام اشاره به نوع گام‌ها جایگزین مناسبی نیست.

Everyday. Slower than trotting and usually for exercise. Not interchangeable when specifying gait types.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000