در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرنده بزرگ بومی آمریکای شمالی که معمولاً برای مصرف غذایی پرورش داده میشود.
A large bird native to North America, often domesticated for food.
«برای روز شکرگزاری یک بوقلمون کباب کردیم.»
“We roasted a turkey for Thanksgiving.”
«بوقلمون از حیاط عبور کرد.»
“The turkey walked across the yard.”
کشوری که بخشی از آن در آسیا و بخشی در اروپا قرار دارد.
A country that is partly in Asia and partly in Europe.
«ترکیه به خاطر تاریخ غنیاش معروف است.»
“Turkey is famous for its rich history.”
«تابستان گذشته به ترکیه سفر کردیم.»
“We traveled to Turkey last summer.”