turkey

tur·key/ˈtɜːrki/
1noun (اسم)commonplural (جمع): turkeys

اسم — بوقلمون

بوقلمون

پرنده بزرگ بومی آمریکای شمالی که معمولاً برای مصرف غذایی پرورش داده می‌شود.

A large bird native to North America, often domesticated for food.

«برای روز شکرگزاری یک بوقلمون کباب کردیم.»

We roasted a turkey for Thanksgiving.

«بوقلمون از حیاط عبور کرد.»

The turkey walked across the yard.

2noun (اسم)common

اسم — ترکیه (کشور)

ترکیه (کشور)

کشوری که بخشی از آن در آسیا و بخشی در اروپا قرار دارد.

A country that is partly in Asia and partly in Europe.

«ترکیه به خاطر تاریخ غنی‌اش معروف است.»

Turkey is famous for its rich history.

«تابستان گذشته به ترکیه سفر کردیم.»

We traveled to Turkey last summer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000