در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ناحیه یا موضوعی که نقشه ندارد و کشف نشده است
Not mapped or explored; unknown territory
«آنها به آبهای ناشناخته پا گذاشتند.»
“They ventured into uncharted waters.”
«شرکت وارد بازارهای کشفنشده شد.»
“The company entered uncharted markets.”
رایج. به طور کلی به معنی ناشناخته است و با این جا همخوانی دارد.
Common. General sense of not known, matches well here.
رایج. مخصوصا درباره مکان یا ایدههای کشفنشده به کار میرود.
Common. Specifically refers to places or ideas not investigated.