undyingly

un·dy­ing·ly/ʌnˈdaɪɪŋli/
un-notdyingcoming to an end-lyadverb form
adverb (قید)literarytype (نوع): manneradjective (صفت): undyinglyposition (جایگاه): end

قید — به صورت جاودانه

به صورت جاودانهدائماً

به شکلی که پایان یا کاهش نمی‌یابد؛ به طور ابدی یا پیوسته.

In a manner that does not end or fade; eternally or perpetually.

«او با وجود مشکلات، همیشه او را دوست داشت.»

She loved him undyingly despite the hardships.

«حمایت آن‌ها به طور مداوم قوی بود.»

Their support was undyingly strong.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000