unfeasibly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·fea·si·bly/ˌʌnˈfiːzəbli/
un-negation / notfeasiblepossible to do-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): unfeasibleposition (جایگاه): end

قید — به طور غیرممکن

به طور غیرممکنبه طور ناممکن

به گونه‌ای که عملی یا ممکن نیست.

In a way that is not practical or possible to do.

«آن طرح از لحاظ هزینه قابل انجام نبود.»

The plan was unfeasibly expensive.

«آن‌ها به طور غیرممکن در آن وضعیت عمل کردند.»

They acted unfeasibly in the situation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000