در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غذا داده نشده؛ گرسنه یا محروم از تغذیه.
Not given food; hungry or deprived of nourishment.
«بچه گربهها ساعتها غذا نخورده بودند.»
“The kittens were unfed for hours.”
«حیوانات نخورانده ممکن است ضعیف و بیمار شوند.»
“Unfed animals may become weak and sick.”
متداول است. مشابه است اما unfed به معنی غذا داده نشده است، نه لزوماً حس گرسنگی.
Common. Similar but 'unfed' implies not fed rather than the feeling of hunger.