در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از قبل پیشبینی یا انتظار نرفته؛ غیرمنتظره.
Not anticipated or predicted in advance; unexpected.
«مشکلات پیشبینینشده پروژه را به تعویق انداخت.»
“Unforseen problems delayed the project.”
«آنها به سرعت با رخدادهای غیرمنتظره تطبیق یافتند.»
“They adapted quickly to unforseen events.”
رایج. به معنای دقیقاً غیرمنتظره یا پیشبینی نشده.
Common. Exactly meaning not expected or predicted.