ungagged

un·gagged/ˌʌnˈɡægd/
un-reverse action / removegaggedsilenced or restrained from speaking
adjective (صفت)formal

صفت — راحت‌البیان

راحت‌البیانآزاد

در حالتی که از صحبت کردن یا بیان آزاد نیست جلوگیری نشده باشد.

Not prevented from speaking or expressing oneself.

«وقتی دهانش باز شد، آنچه رخ داده بود را توضیح داد.»

Once ungagged, she explained what happened.

«زندانیان بعد از محاکمه دهانشان باز شد.»

The prisoners were ungagged after the trial.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000