unimpeded

un·im·ped·ed/ˌʌnɪmˈpiːdɪd/
un-negation / notimpededhindered or blocked
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unimpededsuperlative (عالی): most unimpeded

صفت — بدون مانع

بدون مانعآزادانهبی‌وقفه

بدون مانع یا توقف؛ آزاد برای حرکت به جلو بدون مزاحمت.

Not obstructed or stopped; free to move forward without hindrance.

«بعد از برداشتن سد، رودخانه بدون مانع جریان داشت.»

The river flowed unimpeded after the dam was removed.

«آنها بدون مانع از میان جمعیت عبور کردند.»

They moved unimpeded through the crowd.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unobstructedبدون انسداد

متداول است. در مواقع نبود انسداد فیزیکی هم‌معنی است.

Common. Synonymous in contexts involving no physical blockage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000