unlifted

un·lift·ed/ʌnˈlɪftɪd/
un-negation / notliftedraised or brought up
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unliftedsuperlative (عالی): most unlifted

صفت — برداشته‌نشده

برداشته‌نشدهبالا نرفته

بالا نرفته، بلند نشده یا بالا برده نشده؛ همچنان پایین یا پایین نگه داشته شده.

Not raised, lifted, or elevated; remaining down or lowered.

«دروازه برداشته‌نشده ورودی را سد کرده بود.»

The unlifted gate blocked the entrance.

«او با کلاه پایین گذاشته شده خارج شد.»

He left with his hat unlifted.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loweredپایین آورده شده

روزمره. به معنی پایین آورده شده است، وقتی تأکید روی پایین بودن باشد قابل تعویض.

Everyday. Means brought down, interchangeable when focus is on position remaining low.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000