در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زنده نیست؛ فاقد حیاتی است.
Not alive; lacking life.
«مجسمه بیجان ساکت ایستاده بود.»
“The unliving statue stood silently.”
«چیزهای غیرزنده رشد یا تولید مثل نمیکنند.»
“Unliving things do not grow or reproduce.”
رسمی. اشاره به اشیاء یا چیزهای فاقد زندگی دارد. مترادف با unliving.
Formal. Refers to objects or things without life. Synonymous with unliving.