unrenewed

un·re·newed/ˌʌn.rɪˈnjuːd/
un-negation / notrenewto make new again-edpast participle
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unrenewedsuperlative (عالی): most unrenewed

صفت — تمدیدنشده

تمدیدنشدهتجدیدنشده

چیزی که پس از پایان زمان مشخص، تمدید یا ادامه نیافته باشد.

Not extended or continued after an expiration or due time.

«اشتراک تمدیدنشده لغو شد.»

The unrenewed subscription was canceled.

«اجاره‌نامه‌های تمدیدنشده باید تخلیه شوند.»

Unrenewed leases must be vacated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000