unspent

un·spent/ʌnˈspɛnt/
un-negation / notspentused up or exhausted
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unspentsuperlative (عالی): most unspent

صفت — مصرف‌نشده

مصرف‌نشدهخرج‌نشدهبرجای‌مانده

مصرف نشده یا خرج نشده؛ باقی‌مانده استفاده نشده.

Not used or expended; remaining unused.

«پول خرج‌نشده را در کیف‌پولش نگه داشت.»

He kept the unspent money in his wallet.

«بودجه مصرف‌نشده برای پروژه موجود است.»

There are unspent funds available for the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unusedاستفاده‌نشده

رایج. به معنی استفاده‌نشده؛ در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزین است.

Common. Means not used; interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000