upfront

up·front/ˌʌpˈfrʌnt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more upfrontsuperlative (عالی): most upfront

صفت — روشن

روشنبی‌پرده

صادق و مستقیم؛ به طور واضح و از ابتدا بیان شده.

Direct and honest; stated clearly in advance.

«او درباره نیاتش کاملاً روشن بود.»

She was upfront about her intentions.

«بیایید بی‌پرده باشیم و مشکلات را بحث کنیم.»

Let's be upfront and discuss the problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
straightforwardبی‌پرده

رایج. به معنی واضح و صادقانه است و معمولاً هنگام توصیف ارتباط با upfront قابل تعویض است.

Common. Means clear and honest; usually interchangeable with upfront when describing communication.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000