upraised

up·raised/ʌpˈreɪzd/
uptowards a higher positionraisedlifted, elevated
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more upraisedsuperlative (عالی): most upraised

صفت — بالا برده شده

بالا برده شدهبالا گرفته

بالا برده یا نگه داشته شده به موقعیت یا سطح بالاتر.

Lifted or held up to a higher position or level.

«او با دستی بالا گرفته ایستاد تا توجه جلب کند.»

He stood with an upraised hand to get attention.

«تندیس دستی بالا گرفته که مشعل در دست دارد.»

The statue has an upraised arm holding a torch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
elevatedبالا برده شده

رسمی. به معنی بالا بردن به مکان یا رتبه بالاتر.

Formal. Means raised to a higher place or rank.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000