uprightly

up·right·ly/ˈʌp.raɪt.li/
uprightstanding straight-lyin a manner
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): uprightposition (جایگاه): end

قید — به طور راست

به طور راستبا صداقت

به شکلی عمودی یا با صداقت و اخلاق.

In a vertical or honest and moral manner.

«او در مراسم به طور راست ایستاد.»

He stood uprightly during the ceremony.

«او در موقعیت‌های سخت به طرز درست رفتار کرد.»

She behaved uprightly in difficult situations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
honestlyصادقانه

رایج. وقتی معنی اخلاقی دارد اغلب به جای آن استفاده می‌شود.

Common. Often used when uprightly means morally or ethically correct.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000