upriver

up·riv·er/ˌʌpˈrɪvər/
up-towards higher placerivera flowing body of water
adverb (قید)commontype (نوع): placeposition (جایگاه): end

قید — بالا دست رودخانه

بالا دست رودخانهبه سمت منبع رودخانه

به سمت منبع یا بخش بالاتر رودخانه.

Toward the source or higher part of a river.

«آنها با قایق به سمت بالادست رودخانه سفر کردند.»

They traveled upriver by boat.

«روستا بالادست شهر است.»

The village is upriver from the city.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000