upstream

up·stream/ˌʌpˈstriːm/
uptowards a higher place or positionstreama small, narrow river
1adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): upstreamposition (جایگاه): end

قید — بالادست

بالادستبرخلاف جریان آب

در جهت مخالف جریان رودخانه یا نهر.

In the direction opposite to the flow of a stream or river.

«ماهی سالمون برای تخم‌ریزی به بالادست شنا می‌کند.»

Salmon swim upstream to spawn.

«قایق برای حرکت به بالادست تقلا می‌کرد.»

The boat struggled to move upstream.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more upstreamsuperlative (عالی): most upstream

صفت — بالادست

بالادستبالاجریان

قرار گرفته یا در حال حرکت در جهت مخالف جریان رودخانه یا نهر.

Situated or moving in the direction opposite to the flow of a stream or river.

«آنها یک روستای بالادست پیدا کردند.»

They found an upstream village.

«مهاجرت بالادست ماهی‌ها شگفت‌انگیز است.»

The upstream migration of fish is fascinating.

متضادها
3adverb (قید)technicaltype (نوع): timeposition (جایگاه): beginning

قید — در مراحل اولیه

در مراحل اولیهقبل از تولید

در مرحله‌ای زودتر از یک فرآیند، به ویژه در تولید یا ساخت.

At an earlier stage in a process, especially in manufacturing or production.

«مشکلاتی که در مراحل اولیه پیدا شوند، می‌توانند در منابع صرفه‌جویی کنند.»

Problems found upstream can save resources.

«فرآیندهای بالادستی نیاز به بهینه‌سازی دارند.»

Upstream processes need to be optimized.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earlierزودتر

رایج. یک اصطلاح کلی برای زمان، اما می‌تواند در زمینه فرآیند استفاده شود. 'در مراحل اولیه فرآیند' قابل تعویض است.

Common. A general term for time, but can be used in a process context. 'Earlier in the process' is interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000