upstairs

up·stairs/ˌʌpˈstɛərz/
uphigher positionstairsa set of steps
1adverb (قید)commontype (نوع): placeposition (جایگاه): end

قید — به طبقه بالا

به طبقه بالاطبقه بالابالا

به یا در طبقه بالاتر یک ساختمان.

To or on an upper floor or story of a building.

«او برای برداشتن یک کتاب به طبقه بالا رفت.»

He went upstairs to get a book.

«دفتر من طبقه بالاست.»

My office is upstairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboveبالا

روزمره. 'Above' یک اصطلاح کلی‌تر است که موقعیت بالاتری را نسبت به چیز دیگری نشان می‌دهد، نه به طور خاص در یک ساختمان. 'تصویر بالای شومینه است' درست است، اما برای 'طبقه بالا' نمی‌گویید 'من دارم به بالا می‌روم'.

Everyday. 'Above' is a more general term indicating a higher position relative to something else, not specifically within a building. 'The picture is above the fireplace' works, but you wouldn't say 'I'm going above' for 'upstairs'.

aloftبالا

ادبی/رسمی. به معنای بالا در هوا یا بالای سر است، اغلب به دکل کشتی بادبانی یا در حال پرواز اشاره دارد. 'پرچم بالا به اهتزاز درآمد' درست است، اما برای بالا رفتن از پله‌ها استفاده نمی‌شود.

Literary/formal. Means high up in the air or overhead, often implying in a sailing ship's mast or in flight. 'The flag flew aloft' works, but it's not used for walking upstairs.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more upstairssuperlative (عالی): most upstairs

صفت — بالایی

بالاییدر طبقه بالا

واقع در طبقه بالا.

Located on an upper floor.

«ما یک حمام در طبقه بالا داریم.»

We have an upstairs bathroom.

«آپارتمان طبقه بالا خالی است.»

The upstairs apartment is vacant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
upperبالایی

روزمره. 'Upper' یک صفت کلی برای موقعیت بالاتر است. 'طبقه بالایی' قابل تعویض با 'طبقه بالا' است. می‌تواند برای زمینه‌های زیادی فراتر از ساختمان‌ها استفاده شود.

Everyday. 'Upper' is a general adjective for being higher in position. 'The upper floor' is interchangeable with 'the upstairs floor'. Can be used for many contexts beyond buildings.

loftyمرتفع

ادبی. به معنای ارتفاع چشمگیر، یا نجیب/برتر در شخصیت است. 'یک اتاق مرتفع' بسیار بلند است، اما 'یک اتاق طبقه بالا' فقط به این معنی است که در طبقه همکف نیست.

Literary. Means of imposing height, or noble/superior in character. 'A lofty room' is very high, but 'an upstairs room' just means it's not on the ground floor.

متضادها
3noun (اسم)common

اسم — طبقه بالا

طبقه بالابالاخانه

طبقه یا طبقات بالایی یک ساختمان.

The upper floor or floors of a building.

«آنها در طبقه بالای یک خانه قدیمی زندگی می‌کنند.»

They live in the upstairs of an old house.

«طبقه پایین برای زندگی است، طبقه بالا برای خواب.»

The downstairs is for living, the upstairs for sleeping.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loftزیر شیروانی

روزمره. 'زیر شیروانی' معمولاً یک طبقه بالا یا اتاق زیر شیروانی در یک ساختمان است که اغلب برای زندگی تبدیل شده است. در حالی که 'طبقه بالا' هر طبقه‌ای بالاتر از همکف است، 'زیر شیروانی' ساختار خاصی دارد.

Everyday. A 'loft' is typically an upper story or attic in a building, often converted for living. While an 'upstairs' is any floor above the ground, a 'loft' has a specific structure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000