vagrancy

va·gran·cy/ˈveɪɡrənsi/
vagr-wandering-ancystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — ولگردی

ولگردیبی‌خانمانیآوارگی

حالت زندگی به عنوان یک ولگرد؛ بی‌خانمانی و بیکاری.

The state of living as a vagrant; homelessness and unemployment.

«قوانین علیه ولگردی زمانی رایج بودند.»

Laws against vagrancy were once common.

«شهر در تلاش است تا به مسئله بی‌خانمانی رسیدگی کند.»

The city is trying to address the issue of vagrancy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
homelessnessبی‌خانمانی

رایج. در کاربرد مدرن تا حد زیادی با 'vagrancy' قابل تعویض است، با تمرکز خاص بر نداشتن خانه دائمی. 'Vagrancy' اغلب مفهوم بیکاری و سرگردانی را نیز در بر می‌گیرد که 'homelessness' همیشه اینطور نیست.

Common. Largely interchangeable with 'vagrancy' in modern usage, focusing specifically on lacking a permanent home. 'Vagrancy' often carries a connotation of being unemployed and wandering, which 'homelessness' does not always.

destitutionفقر شدید

رسمی. به فقر شدید اشاره دارد و اغلب به معنای نداشتن نیازهای اولیه است. در حالی که ولگردی اغلب منجر به فقر شدید می‌شود، اما این دو دقیقاً مترادف نیستند؛ یکی وضعیت زندگی و دیگری وضعیت دشواری اقتصادی است.

Formal. Refers to extreme poverty, often implying lack of basic necessities. While vagrancy often leads to destitution, they are not strictly synonyms; one is a state of living, the other a state of economic hardship.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000