vex

/vɛks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): vexedpast participle (مفعولی): vexed-ing (حال): vexing3rd (سوم): vexes

فعل — آزار دادن

آزار دادنرنجاندن

آزار دادن، نگران کردن یا ناراحت کردن کسی.

To annoy, worry, or distress someone.

«همسایگان پر سر و صدا کل ساختمان را ناراحت کردند.»

The noisy neighbors vexed the whole building.

«سوالات مکرر او معلم را آزار داد.»

Her constant questions vexed the teacher.

تفاوت با واژه‌های مشابه
annoyعصبانی کردن

رایج. به معنی اذیت یا آزار دادن است؛ اغلب با vex قابل تعویض است.

Common. Means to irritate or bother; often interchangeable with 'vex'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000