vigilantly

vig·i·lant·ly/ˈvɪdʒɪləntli/
vigilantwatchful and alert-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): vigilantposition (جایگاه): end

قید — هوشیارانه

هوشیارانهبیدارانه

به روشی هوشیار، بیدار و مراقب.

In a watchful, alert, and attentive manner.

«نگهبان تمام شب هوشیارانه نگهبانی داد.»

The guard watched vigilantly all night.

«مراقبت بیدارانه از مرز ضروری است.»

Vigilantly monitoring the border is essential.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attentivelyبا دقت و توجه

قید رایجی برای توصیف توجه دقیق، بسته به زمینه معمولاً جایگزین می‌شود.

Common adverb to describe paying close attention, often interchangeable depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000