villainously

vil·lain·ous·ly/ˈvɪlɪnəsli/
villainan evil person-ousfull of / possessing-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): villainousposition (جایگاه): end

قید — شرورانه

شرورانهخبیثانهبدکارانه

به شیوه‌ای شرورانه یا خبیثانه؛ با بدخواهی یا شیطنت.

In a villainous or wicked manner; wickedly or evilly.

«او در حالی که نقشه خود را فاش می‌کرد، شرورانه لبخند زد.»

He smiled villainously as he revealed his plan.

«شخصیت داستان خبیثانه علیه قهرمان توطئه کرد.»

The character villainously plotted against the hero.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wickedlyخبیثانه

رایج. اغلب برای توصیف اعمالی استفاده می‌شود که از نظر اخلاقی اشتباه یا شیطنت‌آمیز هستند، گاهی اوقات با لحنی بازیگوشانه برای شیطنت‌های کوچک، اما همچنین برای شرارت‌های جدی. 'او خبیثانه کوکی را دزدید' (بازیگوشانه)، 'او شیطنت‌آمیز با آنها رفتار کرد' (جدی).

Common. Often used to describe actions that are morally wrong or mischievous, sometimes with a playful connotation when referring to minor misbehavior, but also for serious evil. 'He wickedly stole the cookie' (playful), 'He acted wickedly towards them' (serious).

maliciouslyکینه‌توزانه

رسمی/رایج. اعمالی را توصیف می‌کند که با نیت آسیب رساندن یا ناراحت کردن انجام شده‌اند و کینه‌توزی را نشان می‌دهند. بسیار شبیه است و اغلب در بافت‌های آسیب عمدی جایگزین می‌شود. 'او کینه‌توزانه شایعات را پخش کرد' به خوبی کار می‌کند.

Formal/common. Describes actions done with intent to harm or upset, showing malice. Very similar and often interchangeable in contexts of intentional harm. 'He maliciously spread rumors' works well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000