wank
/wæŋk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): wankedpast participle (مفعولی): wanked-ing (حال): wanking3rd (سوم): wanks
فعل — خودارضایی کردن
خودارضایی کردناحمق بازی کردن
(اصطلاح بریتیش) خودارضایی کردن؛ همچنین برای اشاره تحقیرآمیز به رفتار احمقانه فرد.
(British slang) To masturbate; also used dismissively about someone acting foolishly.
«وقتی مادرش او را گرفت، داشت خودارضایی میکرد.»
“He was wanking when caught by his mother.”
«احمق بازی درنیار، روی کارت تمرکز کن!»
“Don’t wank around, focus on your work!”
تفاوت با واژههای مشابه
masturbate— خودارضایی کردن
غیررسمی. اصطلاح پزشکی/جنسی، فقط در معنای واقعی جایگزین است.
Informal. Medical/sexual term, interchangeable in the literal sense only.