wax

/wæks/
1noun (اسم)common

اسم — موم

مومواکس

ماده‌ای جامد و چسبناک که توسط زنبورها یا گیاهان تولید می‌شود و برای ساخت شمع و پولیش کاربرد دارد.

A solid, sticky substance produced by bees or plants, used for making candles and polish.

«شمع از موم زنبور ساخته شده است.»

The candle is made of beeswax.

«او میز را با واکس جلا داد.»

She polished the table with wax.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paraffinپارافین

رسمی/فنی. به نوع خاصی از موم گفته می‌شود که در صنعت و شمع‌سازی کاربرد دارد. در حالت عادی جایگزین نیست.

Formal/technical. Refers specifically to a type of wax used industrially and in candles. Not interchangeable in general contexts.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): waxedpast participle (مفعولی): waxed-ing (حال): waxing3rd (سوم): waxes

فعل — واکس کشیدن

واکس کشیدنموم دادن

موم زدن یا واکس کشیدن به سطحی برای جلا دادن یا محافظت.

To apply wax onto a surface to polish or protect it.

«او روی ماشینش واکس کشید تا رنگش محافظت شود.»

He waxed his car to protect the paint.

«باید قبل از مسابقه اسکی‌هایم را واکس بزنم.»

I need to wax my skis before the race.

تفاوت با واژه‌های مشابه
polishصیقل دادن

رایج. وقتی منظور صاف و براق کردن سطح است قابل جایگزینی است ولی واکس کشیدن یعنی استفاده از موم مخصوص.

Common. Interchangeable with 'wax' when referring to making surfaces shiny, but 'wax' implies specifically using wax.

متضادها
3verb (فعل)formalpast (گذشته): waxedpast participle (مفعولی): waxed-ing (حال): waxing3rd (سوم): waxes

فعل — افزایش یافتن

افزایش یافتنبزرگ شدن (ماه)

تدریجاً بزرگ یا شدید شدن، به‌ویژه در مورد قسمت قابل مشاهده ماه.

To increase gradually in intensity or size, especially the moon's visible shape.

«ماه هر شب بزرگ‌تر می‌شود تا به طور کامل دیده شود.»

The moon waxes every night until it is full.

«اشتیاق او به تدریج با پیشرفت پروژه افزایش یافت.»

Her enthusiasm waxed as the project progressed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
growرشد کردن

رایج. معمولاً قابل جایگزینی است اما 'wax' حالت شاعرانه دارد و بیشتر برای ماه استفاده می‌شود.

Common. Generally interchangeable but ‘wax’ is more poetic and used especially for the moon.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000